پیامک ها
 
درباره وبلاگ


اینجا سرزمین من است .جایگاه حرف های ناگفته ی من ، درست است که گفتنی هایم زیاد است ولی : آب دریا را اگر نتوان کشید ؛ هم به قدر تشنگی باید چشید .
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پيوندها
  • جی پی اس موتور
  • جی پی اس مخفی خودرو

  • تبادل لینک هوشمند
    برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان قطره ای از وجودم و آدرس hannaneh75.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 1
بازدید ماه : 1
بازدید کل : 10261
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 3
تعداد آنلاین : 1

آهنگ عشق سنج

بالابر فال

نیت کنید و اشاره فرمایید

پ ن پ آیا میدانستید
عشق اول ، عشق آخر
گفتنی ها کم نیست ، من و تو کم گفتیم




به یاد آن گل سرخی میگفت : زندگی ترانه ای عاشقانه است زندگی رویا نیست زندگی شاخه گلی است که من امروز آن را به تو هدیه میدهم.

 

هرگاه احساس کردی که گناه کسی آنقدر بزرگ است که نمیتوانی آن را ببخشی بدان که اشکال در کوچکی قلب توست نه گناه بزرگ او....

 

هیچ میدانی که تو جان منی در میان جمع جانان منی گر نباشی روحم از   جسمم جداست تو سرآغاز پایان منی.

 

آرام بخوان چون اهسته نوشم بی پروا بخوان چون تنها نوشتم از ته دل بخوان چون از ته دل نوشتم  دوستت دارم.

 

توی زندان قلبت آنقدرشلوغ میکنم تامجبور بشی منو بندازی توی  انفرادی قلبت.

 

نمیخوام قلبم دیگه مال کسی باشه نه دیگه از بارون غم صبوری باشه ای خدا خستم از این همه نیرنگ  قلب من پس کی میشه مثل همه از سنگ گفتم نرو سنگ نشو آخر که دلم میخواهد تورو خندید رفت اخر نمون عشقمو از این چشام نخوند کنج شب ببریدم حال خوبی ندارم از تو ا همه از خود بیزارم.

ما فقیران قلبم بی کینه است دوستی با هر که کردیم جای او در سینه است.

 

فکر نکن که تو دنیا تنهایی فکر کن یه تنها هست که تو براش یه دنیای.

 

هواگرفته بود باران میبارید کودکی آهسته گفت خدایا گریه نکن درست میشه.

 

آن که دلی برای دوست داشتن به ما داد ای کاش دلی هم برای تحمل دوری ها میداد.

  

زندگی مانند ساعتی است که دیگر به عقب باز نخواهد گشت پس بیا قدر تک تک لحظات زندگی خود را بدانیم.

 

آرزو میکنم  ارزو کنند که آرزو هایت که ارزوهایت همیشه مثل یک آرزو بماند.

 

بهای سنگینی دادم تا فهمیدم کسی که قصد ماندن را ندارد باید راهی کرد.

 

از عجایب خلقت همین است تنها  همان آغوش آرامت میکند که دلت را به درد می آورد.

 

تو جاده ای انتهاش معلوم نیست پیاده یا سواره بودن فرقی نمیکنه  اما اگه همراهی داشته باشی که تنهات  نذاره بی انتها بودن جاده برات ارزو میشه.  

                                                                  

جسارت میخواهد نزدیک شدن به افکار دختری که روزها مردانه با زندگی میجنگد اما شب ها  بالشتش از هق هق های دخترانه خیس است.

 

آموخته ام کسی که یادم نکرد من یادش کنم شاید او تنها تر از من باشد.

 

من در سرزمینی زندگی میکنم که  مردمانش صحنه ی بوسیدن دو عاشق را با نفرت نگاه  میکنند اما برای  صحنه ی اعدام یک انسان کف میزنند.

 

حضور هیچکس در زندگی ما اتفاقی نیست خداوند در هر حضور جادویی  نهان کرده است  برای کمال  تا خوش آن روزی که دریابیم جادوی حضور همدیگر را.

 

گر به دستانت  تیغ تیزی داد روزگار هرچه میخواهی ببری ببر اما رفاقت را باقی گذار.

 

سلامتی همه اونایی که نیمه  دومشون به خاطر جیب خالی و نداری پدر از دست دادن  سلامتی همه دلشکسته های شب بیدار.

 

به سرنوشت گفتم با آن که با سرنوشتم بازی کرد چه کنم برلبانم انگشت گذاشت و گفت: صبور باش واگذارش به ما که هیچ عهدی از سرنوشتش خبر ندارد.

 

خدایا گوش کن صدای ضربان قلبمه که به شماره افتاده نمیخوای یه شوک بدی؟

 

دیروز همین حوالی زلزله ای  آمد حالا همه حالم را میپرسند بی خبر از این که من به این لرزیدن ها سال هاست که عادت دارم به لرزش های شانه هایم و ترک های عمیق قلبم اما هنوز خوبم.

 

 معلم برای سفید بودن  برگه نقاشیم تنبیه م کرد و همه به من خندیدند  ولی من خدای را کشیده بودم که همه می گویند دیدنی نیست.

 

 تا زنده ای در مقابل اونی که عاشق خودت کردیش مسئولی.

   

مهربانی گلی است که فقط در دل های پاک و بی آلایش می روید و تو مفهوم آن گلی.

 

 گفتی تا آخرت باهاتم ولی افسوس چه زود آخرت رسید.                                                                           به من شلیک کن حتی اگر به هدف هم نخورد برایت خواهم مرد.

 

تنهایی تمام ریشه  و گناهان و درد هاست چوپان را تنهایی دروغگوکرد.

 

اونی که دوسش داشتم آدم باگذشتی بود حتی از من هم گذشت.

 

به جای پاک کردن اشک هایت آن هایی که باعث گریه هایت میشوند را پاک کن.

 

  کاش همیشه در کودکی میماندیم جایی که تنها تلخی زندگیمان شربت تب بر بود. 

 

گفتی ما به  درد هم نمیخوریم اما هرگز نفهمیدی من تورا برای درد هایم  نمیخواستم.

 

اگر یکی  دستتو گرفت و دلت لرزید زیاد عجله نکن یه روزی با دلت کاری میکنه که دستات بلرزه.

 

دل بستن مثل انداختن سنگ تودریاست  اما دل کندن مثل پیدا کردن همون سنگ از همون دریاست.

 

 میخواست ببینه  میتونه فراموشم کنه  یا نه  دو قدم برگرده به عقب رفت و برگشت بهش گفتم دیدی نمیتونی گفت: شما؟

 

وقتی که باهام بود میگفت: نترس من که باهاتم این اواخر وقتی میدونست میخواد بره میگفت: نترس تنهایی که ترس  نداره.

موقعیکه میخواستمت میترسیدم نگات کنم موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم وقتی

حرف زدم ترسیدم نازت کنم وقتی نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم حالا که عاشقت شدم میترسم از

دستت بدم ...

 

 سخترین کار دنیا  بی محلی کردن به کسی است که با تمام وجود دوسش داری... 

 

مینویسم دوستت دارم ،  نگو تکراری است شاید روزی نباشم که تکرارش کنم....

 

شاید امروز دستتو بهم ندی اما یه روز روی سنگ قبرم دست میکشی،  شاید امروز سکوت کنی اما یه

روز سر قبرم بهم التماس میکنی که باهات حرف بزنم ، شاید امروز آغوشت را برایم باز نکنی اما یک

روز سنگ قبرم را در آغوش میگیری.

 

چه منطقی است  آن هایی با من راه نمی آیند ، برای دیگران میدوند.

 

هی کافه چی میز هایت را تک نفره کن نمیبینی همه مان تنها ماندیم.

 

من.... تو.... ما....   حالا     تو.....او.....شما.....   من هم به  سلامت .

 

کاش میفهمیدی  قهر میکنم تا دستم را بلند تر بگیری و  بلند بگویی بمان  نه این که شانه هایت را بالا

بیندازی و بگویی :هرطور راحتی.

 

ترس از فردایی بدون اون ...   

 

 

دار میزنم خاطرات کسی را که مرا  دور زد  حالم خوب نیست  ...اما گذشته ام درد میکند.

 

پایانی برای قصه ها نیست نه بره ها گرگ میشوند نه گرگ ها سیر خسته ام از جنس قلابی آدم ها.

 

لعنت به تو ای دل که همیشه جایی جا میمانی که تورا نمیخواهند.

 

آنقدر باورت دارم که اگر بگویی باران... من خیس میشوم از نم صدای تو.

 

دلم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند به کدام بهانه حواسش را پرت کنم؟.

 

کنم هر شب دعا مهرش رود از قلب من بیرون ولی آهسته میگویم خدایا بی اثر باشد.

 

هرچی دعا کردم نشد شاید کسی آمین نگفت حالا تقاضای دلی سرشار از آمین میکنم.

 

هنوز برایت مینویسم دوستت دارم درست شبیه پسرکی نابینا که هر روز برای ماهی قرمز مرده اش غذا میریزد.

 

چه زخم هایی به دلم خورد تا فهمیدم ...تایاد گرفتم  هیچ نوازشی بدون درد نیست.                                                                                                              اگر گدا  یاد پادشاه نکند پادشاه چه داند گدایی هم هست گدای نگاهتم ای پادشاه.

 

سکوتم رابه داران هدیه کردم  تمام زندگی را گریه کردم نبودی در فراق شانه هایت به هرخاکی که

رسیدم سجده کردم.

 

صدایت نمیکنم که برگردی... مهم باشم خودت برمیگردی... .

 

اولین و آخرین پسری که در مقابلش زانو خواهم زد ... پسرم خواهد بود... آن هم برای بستن بند های

کفش هایش. 

 

خدایا ایوب را به زمین بازگردان میخواهم  معنی صبر را برایش بگویم.   

 

 

برای ما همین کافیست گر روزی بدین  دفتر بدین خط نظر دوزی . بخندی و به دل  بگویی کجایی یار 

دیروزی.... برای ما همین کافیست


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







سه شنبه 16 مهر 1392برچسب:پیامک عاشقانه, :: 13:30 ::  نويسنده : حنانه تحسینی